تبليغاتX
**تایتانیک**

**تایتانیک**

سقای دشت کربلا ابالفضل

برا امروز که روز عاشورای امام حسین است نمی دونم چه جوری براتون حرف بزنم

خیلی گشتم تو قرآن عاشورا رو پیدا کنم

فقط تونستم اینو پیدا کنم

بسم الله الرحمن الرحیم

والفجر *ولیال عشر

قسم به ده شب اول ماه که بعضی از مفسرین گفتن منظور ماه محرم است

راستش حس نوشتن ندارم

فقط یه سوال میکنم اگه شد جواب بدین

به نظر شما شعرهای مداحان که سعی در ترسیم وجود مادی امامان و اهل بیت میکنن

مثل چشمات خوشکله*.... یا من سگ حسینم درسته؟؟؟

ضمنا عکس سرقتی ادبی از وبلاگ آیدان بود

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1384/11/21ساعت 2:8  توسط یه تنها  | 

مال من


هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داریم مال من

اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من

منم و حسرت با تو ما شدن
تویی و دلهرم از رها شدن

آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن

تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن همه ی قصه همین بود

میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا
اما بیدارمو بی تو مثه تو تنهای تنها


هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من

اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من

هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من

اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/08/29ساعت 19:11  توسط یه تنها  | 

تکواندو

عشق من

 

بچه ها چون عشق من تکواندو هستش این عکس رو از خبرگزاری مهر کش رفتم

ما که منبع رو نگفتیم

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/11ساعت 1:51  توسط یه تنها  | 

سلام بچه ها

سایت پشتیبانم فیلتر شده

واسه همین عکس هام از بین رفته

تا اطلاع ثانوی وبلاگم تعطیل تشریف داره

هرکی می تونه کمک کنه ضرر نمی کنه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/05/25ساعت 23:19  توسط یه تنها  | 

در شبان غم تنهایی خویش

عابر چشم سخنگوی توام

من در این تاریکی

من در آن تیره شب جانفرسا

زایر ظلمت گیسوی توام

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/04/15ساعت 3:7  توسط یه تنها  | 

عرفان

عرفان

 سکوت زینت مومن است       امام علی (ع)

شبی از شبهای خدا

در دل تاريک اين شبهای تار

                                  ای اميد نا اميدی های من

برق چشمان تو همچون آفتاب

                                 می درخشد بر رخ فردای من....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/03/24ساعت 1:41  توسط یه تنها  | 

تمنا

تمنا
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/03/22ساعت 15:29  توسط یه تنها  | 

سلطان
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/03/11ساعت 0:0  توسط یه تنها  | 

صحرا

صحرا
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/03/10ساعت 23:56  توسط یه تنها  | 

قسمت

قسمت

 

اگر دریای دل آبیست      تویی فانوس زیبایش

اگر آیینه یک دنیاست      تویی معنای دنیایش

تو یعنی دسته ای گل را   ز آن سوی افق چیدن

تو یعنی پاکی باران         تو یعنی لذت دیدن

تو یعنی یک شقایق را     به یک پرواز بخشیدن

تو یعنی از سحر تا شب    به زیبایی درخشیدن

اگر یک آسمان دل را       به قصد عشق بردارم

میان عشق و زیبایی       تورا من دوست می دارم

چه زیبا می شود روزی     به پایان آید این یلدا

دل تو آسمان گردد          وروح سبز من شیدا

به یادت تا سحرگاهان      نگاهم سرخ و بارانی است

تو تا از دور برگردی          به هجران تو زندانی است

اگر چه دوری از اینجا       تو یعنی اوج زیبایی

کنارم هستی و هر شب    به خوابم باز می آیی

اگر هرگز نمی خوابند         دو چشم سرخ و نمناکم

اگر در فکر چشمانت          شکسته قلب غمناکم

ولی یادم نخواهد رفت       که یاد تو هنوز اینجاست

میان سایه روشن ها         دل شیدای من تنهاست

نباید زود می رفتی           و از دل کوچ می کردی

افق ها منتظر ماندند         که از این راه برگردی

تو یعنی مثل نیلوفر           همیشه مهربان بودن

تو یعنی باغی از مریم       تو یعنی کهکشان بودن

تو یعنی چتری از احساس    برای قلب بارانی

تو یعنی پیک آزادی            برای روح زندانی

تو یعنی دسته ای گل را      به دست اطلسی دادن

تو یعنی در زمستانها          به فکر پونه افتادن

تو یعنی روح باران را          متین و ساده بوسیدن

و یا در پاسخ یک لطف       به روی غنچه خندیدن

تو یعنی یک کبوتر را          ز تنهایی رها کردن

خدای آسمانها را             به آرامی صدا کردن

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/03/10ساعت 23:49  توسط یه تنها  | 

فتنه

فتنه
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/03/10ساعت 23:46  توسط یه تنها  | 

قصر کاغذی

  تا بعد

مي خوام يه قصري بسازم

پنجره هاش آبي باشه

من باشم و تو باشي و

يک شب مهتابي باشه

مي خوام يه کاري بکنم

شايد بگي دوستم داري

مي خوام يه حرفي بزنم

که ديگه تنهام نزاري

امشب مي خوام تا خود صبح

فقط برات دعا کنم

براي خوشبخت شدنت

خدا خدا خدا کنم

مي خوام برات از آسمون

ياس هاي خوشبو بچينم

مي خوام شبا عکس تو رو

تو خواب گلها ببينم

مي خوام که جادوت بکنم

هميشه پيشم بموني

از تو کتاب زندگي

يه حرف رنگي بخوني

امشب مي خوام براي تو

يه فال حافظ بگيرم

اگر که خوب در نيو مد

به احترامت بميرم

امشب مي خوام رو آسمون

عکس چشاتو بکشم

اگر نگاهم نکنی

ناز نگاتو بکشم

می خوا تو رو قسم بدم

به جون هر چی عاشقه

به جون هرچی

قلب صاف رنگ گل شقایقه

یه موقعی فکر نکنی

دلم برات تنگ نمی شه

فکر نکنی اگه بری

زندگی کم رنگ نمی شه

 

ای آب که مایه ی حیاتی و امید

 کس همچو تو جان ستان و جانبخش ندید

با آنکه به تشنگان روان می بخشی

 از چه ستدی ازمن بیچاره امید

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/03/10ساعت 23:42  توسط یه تنها  | 

به دنبال یکی

به دیدارم بیا ای یار که من در بند پاییزم

مرا همخانه کن با خویش که از عشق تو لبریزم

از این شبهای تکراری ببر من را به بیداری

رفیق فصل دلتنگی تو از دردم خبر داری

همیشه وقت تنهایی تو یارو یاورم هستی

تو حرف اولم بودی تو حرف آخرم هستی

پرواز من به سوی تو هجرت این ترانه نیست

دوستت دارم دوستت دارم حرف دلِ بهانه نیست

به دیدارم بیا ای یار مرا لبریز خواستن کن

اگر میل سفر داری تو با من عزم رفتن کن

منو پر کن پر از خوابی که با تو دیدنی باشه

پرم پر ز آن عشقی که عاشق شدنی باشه

نگاهم را تو فهمیدی سکوتم را تو میشیندی

ولی افسوس و صد افسوس که حالم را نپرسیدی

تو از حال من عاشق پریشانی و ترسیدی

ولی این را بدان هرگز تو عشقم را نفهمیدی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/03/09ساعت 2:35  توسط یه تنها  | 

خزان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/03/09ساعت 2:34  توسط یه تنها  | 

رقص آتش

رقص مرگ
+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/03/09ساعت 2:32  توسط یه تنها  | 

سرنوشت

 سرنوشت

اگر عشقت نبود اینجا نبودم

گرفته عشق تو کل وجودم

+ نوشته شده در  شنبه 1384/03/07ساعت 9:38  توسط یه تنها  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/02/31ساعت 12:26  توسط یه تنها  | 

سکوت 

از عشق مي نويسم

از وصل و از فراقش

از گريه هاي خاموش 

اندوه و درد و داغش

از او چون شقايق   

با ياس هم نفس بود

مانند يك كبوتر

دلگير از قفس بود

از او كه با نگاهش

آغاز شد ترانه

مي ريخت بر دل من

صد شعر عاشقانه

مثل نسيم يك شب

از خواب من گذر كرد

مانند يك ستاره

تا آسمان سفركرد   

 

+ نوشته شده در  شنبه 1384/02/31ساعت 12:25  توسط یه تنها  | 

تو که نیستی تا ببینی گریه های هر شب من

بی حضور عاشق تو چه عجیبه گریه کردن

تو که نیستی تا ببینی دل آسمون گرفته

جاده تا صبح قیامت منو این پاهای خسته

با عبور هر ستاره روح سبز تو رو دیدیم

زیر قطره های بارون صدای پاتو شنیدم

+ نوشته شده در  جمعه 1384/02/30ساعت 19:19  توسط یه تنها  | 

 

جگر شیر نداری سفر عشق نرو

+ نوشته شده در  جمعه 1384/02/30ساعت 19:8  توسط یه تنها  | 

باور کن مرا

باورم کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/02/29ساعت 11:36  توسط یه تنها  | 

بگزار تا بگریم

دریای غم

به دریا رفته می داند   مصیبت های طوفان را

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/02/27ساعت 2:37  توسط یه تنها  | 

غروب

عشقو گرفته تفرقه  

 سفر می ری بی بدرقه

تکلیف رویاهام چی شد

دست تو بود بی دغدغه

عاشقی اما نداره جنون که حاشا نداره

ازهمشون عاشق ترم این دیگه دعوا نداره

ساده نمیشه تو رو داشت

باید پیشت ستاره کاشت

ماه و باید از آسمون

تو طاق چشم تو گذاشت

من از تو دل نمی کنم

عاشق ترینشون منم

ساز مخالف و بزن من ولی دم نمی زنم

  مریم حیدر زاده

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/02/26ساعت 15:15  توسط یه تنها  | 

اکانت دزدی

اونهایی که خواسته بودن اکانت از کافی نت بدزدن  همین جاکلیک کنن

تقدیم به فرهاد(هوتن ) عزیزم

اگه نظر ندین حرامتون باشه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/02/26ساعت 1:32  توسط یه تنها  | 

غروب 

           هيچ چيز سخت تر از انتظار نيست
آن هم انتظار براي لحظه اي که يک آشنا صدايت کند و به تو
 بفهماند

 که دوستت دارد
اما هر چقدر هم که انتظار سخت باشد به آن لحظه زيبا مي ارزد
     پس انتظار ميکشم تا آن لحظه زيبا نصيبم شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/02/22ساعت 13:57  توسط یه تنها  | 

 بهار

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/02/04ساعت 12:42  توسط یه تنها  | 

رازی كه خطركنندگان می‌دانند

در بازیِ خون، برندگان می‌دانند

با بالِ شكسته پركشيدن هنر است

اين را همه‌ی پرندگان می‌دانند

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/02/04ساعت 8:9  توسط یه تنها  | 

چون ترا نوح است کشتی بان ز طوفان غم مخور 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/02/04ساعت 8:1  توسط یه تنها  | 

گریه هام

زیر باران گریه کردم تا تو اشکام رو نبینی

طعنه نزن به گریه هام تنها تو میمونی برام
تنها تو میشناسی منو ای پریزاد قصه هام


تنها صدای پای تو حرمت خونه منه
کاشکی بدونی خواستنت به قیمت خون منه

تو ساحت نگاه تو لحظه به لحطه جون میدم
میمرم و خاک تنو به دست آسمون میدم

داد میزنم تو کوچه ها زندگی سهم عاشقاس
گناه عشقهای خودم هر چی که هست لطف خداس

نمیدونید چقدر کمه فرصت پروانه شدن
شعله زدن به رسم شمع لذت ویرونه شدن

من اون قلندر شبم شعله نمیسوزه تنم
قربونی وصال تو پوست نجیب پیرهنم

طعنه نزن به گریه هام اشکای تازه تر میخوام
رسم و وفا نیست که منو جا بزاری تو غصه ها

تنها صدای پای تو حرمت خونه منه
کاشکی بدونی خواستنت به قیمت خون منه

تو ساحت نگاه تو لحظه به لحطه جون میدم
میمرم و خاک تنو به دست آسمون میدم

داد میزنم تو کوچه ها زندگی سهم عاشقاس
گناه عشقهای خودم هر چی که هست لطف خداس

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/02/04ساعت 7:59  توسط یه تنها  | 

دودره

 

یییییییی

از دوست خوبم اکبر آقا که این عکس رو از وبلاگش  دودره کردم تشکر میکنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/01/29ساعت 8:5  توسط یه تنها  |